شایانشایان، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

عشق مامان و بابا شایان

خرید عید

پسرم این روزا که وسطای 5 ماهگی هستی یه کوچولو ارومتر شدی اجسامو با دستای کوچولوی تپلت نگه میداری ... غلت میزنی ولی خیلی کم چون تنبل تشریف داری گلم... تو گریه هات خیلی کم ماما ماما میگی و وقتایی که شارژ باشی حسابی میخندی دوست که رو پاهات وایسی و من نگهت دارم تو روروئک هم میزارمت عزیزم ولی نهایت 20 دقیقه توش میمونی چون پاهات به زمین نمیرسه عشق مامان کارتون نگاه میکنی و علاقه زیادی به فیلم و موزیک داری .. اخه بچه 5 ماهه فیلم میبینه البته گلم این موضوع ارثی از بابا علی . چون بابا هم عاشق فیلمه شمام به ایشون کشیدی   چند روز پیش با بابا علی رفتیم بازار برات یه پیراهن مردونه کوچولو با کراوات برات خریدیم که عید ...
8 فروردين 1392

اول فروردین 92

  سلام به روی ماهت خوشگل مامان که اینقد شیرین شدی و خوردنی اخه رفتی تو شش ماه داره کم کم شیطونیات شروع میشه   امروز اول فروردین 92 برای اولین بار موهاتو کوتاه کردیم بعد از شش ماه فیلماش هست که با چه شرایط خاصی موهاتو کوتاه کردیم عزیزم باباعلی جاروبرقی گرفته بود عمو محمود شما رو صندلی نگه داشته بود مامانی هم باهات حرف میزد که هواست پرت بشه و مسعوچون هم موهاتو کوتاه میکرد خیلی قشنگ شد موهات چون خیلی هم بلند شده بود دیگه قشنگ پسرونه پسرونه شدی اقاگله بعدش هم ساعت2:30 سال تحویل بود و اولین سالی که یه نفر به خونوادمون بزرگ شده بود عمومحمود و مامانی هم پیش ما بودن... شما هم بودییییییییییییییییی ...
8 فروردين 1392

سینی مزه

شبا که شما میخوای بخوابی من باید سینی شما رو اماده کنم که اگه به چیزی نیاز داشتی همون لحظه در اسرع وقت در خدمتت باشم  که عصبانی نشی عزیزم مخصوصا وقتی که سرما خورده بودی  سینی مزه اعم از :  شیر خشک ، اب جوشیده خنک، اب جوشیده داغ، دستمال کاغذی، 4 عدد شیشه شیر تمیز، پوشک، و داروهای لازمه در مواقع مختلف عزیزم   اینم عکس سینی مزه شایان جونم ...
8 فروردين 1392

اولین استقلال در حمام

شایانی مسعودجون برات یه وان خریده بود وقتی نوزاد بودی که خیلی کارایی داره و تو خیلی دوستش داری دیروز با خاله فرناز بردیمت حموم و گذاشتیم تو وان خودت که خیلی هم استقبال کردی  اسباب بازیهات رو هم ریختیم توش کلی بازی کردی و حال کردی عزیزک کوچولوی خودم اینم عکسش عشقم   ...
5 فروردين 1392

تاتی تاتی در 6 ماهگی

امروز روز پنجم عید گلم دیشب با زن دایی فریناز شروع کردی به تاتی تاتی کردن و تشخیص میدادی که باید پاهاتو بزاری جلو و حرکت کنی  وای که نمیدونی چقد خوشحال بودم تو پوست خودم نمیگنجیدم اینقد که ذوق کرده بودم   تاتی تاتی ...
5 فروردين 1392